غزل شمارهٔ ۳۰۳۷

به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی

به جای عمر عزیزی چو عمر ما نشتابی

چو شب روان هوس را تو چشمی و تو چراغی

مسافران فلک را تو آتشی و تو آبی

در این منازل گردون در این طواف همایون

گر از قضا مه ما را به اتفاق بیابی

اگر چه روح جهانست و روح سوی ندارد

ثواب کن سوی او رو اگر چه غرق ثوابی