غزل شمارهٔ ۴۴۱۸

سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند

از باد بهار آتش سوداننشیند

مجنون تو بر دامن صحرا ننشیند

این گرد به هردامنی از پاننشیند

در کوی مکافات محال است که آخر

یوسف به سر راه زلیخاننشیند

در جیب صدف گوهرشهوارنماند

در دامن مریم دل عیسی ننشیند