غزل شمارهٔ ۴۴۴۲

مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید

از غنچه پیکان چه گره باد گشاید

گر عشق نبندد کمر غیرت فرهاد

پیداست چه از تیشه فولاد گشاید

چون نشتر الماس پر و بال ضعیفان

خون از دل بیرحمی صیاد گشاید

محکم شود از خون گره غنچه پیکان

از باده مرا چون دل ناشاد گشاید