غزل شمارهٔ ۴۴۵۵
شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد
از خواب روز دلها چون شب سیاه گردد
تا صفحه نانوشته است آسوده از تماشاست
در روزگار خط حسن عاشق نگاه گردد
در ترک اعتبارست گرهست اعتباری
چون سر برهنه گردید گردون کلاه گردد
در لامکان کند سیر آه سبک عنانش
آن را که قامت او سر مشق آه گردد