غزل شمارهٔ ۴۴۵۸
از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد
از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد
همواری از خطرها دیوارآهنین است
از ترکتاز سیلاب دریا چه باک دارد
زخم زبان ندارد رنگی ز سخت رویان
از شیشه شکسته خارا چه باک دارد
طبع کریم خواهد تقریب بهر ریزش
از ساغر تهی چشم مینا چه باک دارد