غزل شمارهٔ ۴۴۶۲

دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد

این شیر را به مویی زنجیر می توان کرد

خط نرسته پیداست از چهره نکویان

مو را چگونه پنهان در شیر می توان کرد

هر چند صد بیابان وحشی تر از غزالیم

ما را به گوشه چشم تسخیر می توان کرد

از بحر تشنه چشمان لب خشک بازگردند

آیینه را ز دیدار کی سیر می توان کرد