غزل شمارهٔ ۴۴۷۵

از عشق یار نوخط دل زود می گشاید

فصل بهاراز دل زنگار می زداید

حسن برهنه رویان بر یک قرار باشد

هر روز خط کمالی بر حسن می فزاید

از یار چارابرو سخت است دل گرفتن

کشتی ز چار موجه کمتر به ساحل آید

هر کس فکند خود راافکند عالمی را

هر کس به خود برآید با عالمی برآید