غزل شمارهٔ ۴۴۷۹

سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد

شکسته پای وطن را سخن غریب نگردد

نمی توان به وطن ناله ای به درد کشیدن

نوای مرغ چمن در چمن من غریب نگردد

غریب روی زمین گشتم از غریب خیالی

که هیچ کس به وطن همچومن غریب نگردد

تو تا به شعله نغلطی سخن برشته نگردد

تو تا یتیم نگردی سخن غریب نگردد