غزل شمارهٔ ۴۵۰۴

چون مه روی تو از حجاب برآید

از طرف مغرب آفتاب برآید

جان ز تن تیره با شتاب برآید

برق به تعجیل از سحاب برآید

در جگر اهل عشق آه نباشد

دود محال است ازین کباب برآید

شرم محبت همان کشیده عنان است

حسن اگر از پرده حجاب برآید