غزل شمارهٔ ۴۵۱۴

به همچون منی آسمان چون برآید

خم می چسان بافلاطون برآید

چنان هویی از دل به صحرا برآرم

که لیلی نداند ز حی چون برآید

مرا دانه گویی چنین نذر کرده است

که از خاک همراه قارون برآید

مبیناد روی خوشی عقل ناقص

که نگذاشت این طفل مجنون برآید