غزل شمارهٔ ۴۵۲۹

از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد

آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد

در خانه زین هر کس شمشاد ترا بیند

داند که رعونت را معراج همین باشد

آن خال معنبر نیست محتاج به کنج لب

دزدی که جگردارست فارغ ز کمین باشد

از در ثمین گردید پهلوی صدف لاغر

با هر که شود جانان همخانه چنین باشد