غزل شمارهٔ ۴۵۴۶

عشق تو ز دل بدر نمی آید

سیمرغ ز قاف برنمی آید

مأوای دل از دو کون بیرون است

این بیضه به زیر پرنمی آید

تر دامنی وصفای دل هیهات

آیینه ز آب برنمی آید

شبنم ز کنار آفتاب آمد

از یوسف ما خبر نمی آید