غزل شمارهٔ ۴۵۶۷

از زمین برخاستن چشم از زمین داران مدار

راست گردیدن توقع زین گرانباران مدار

حسن بیتاب است در اظهار راز عاشقان

پرده پوشی چشم ازین آیینه رخساران مدار

چون علم شد سرنگون لشکر پریشان می شود

پای چون لغزد امید از هواداران مدار

در خزان از عندلیبان بانگ افسوسی نخاست

چون ورق بر گشت چشم یاری از یاران مدار