غزل شمارهٔ ۴۶۰۶

تلخکام ایمن ز چشم شور ماند بیشتر

باده انگور از انگور ماند بیشتر

محفل آرایان شهرت، خرج چشم بدشوند

هرکه ماند از دیده ها مستور،ماند بیشتر

خاکساران رابقا از سرفرازان است بیش

کاسه چین از سر فغفور ماند بیشتر

پرده گنج است ویرانی درین عبرت سرا

دل چو شد زیر وزبر معمور ماند بیشتر