غزل شمارهٔ ۴۶۱۹
یاسمینش لاله گون از تاب نظر
از تماشایش بود خون رزق ارباب نظر
تا نپوشد جوشن داودی از خط روی او
از لطافت نیست ممکن آورد تاب نظر
هست در هر نقطه پنهان معنی پیچیده ای
ورنه زلف و خط نگردد دام ارباب نظر
می توان کردن به چشمش نسبت چشم غزال
شوخی مژگان اگر دارد رگ خواب نظر