غزل شمارهٔ ۴۶۳۰

چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر

می کنم محراب خود از طاق ابروی دگر

گر چه اوراق دل من قابل شیرازه نیست

می کنم شیرازه اش از تار گیسوی دگر

گر چه از ریحان جنت می چکد آب حیات

سبزه پشت لب او راست نیروی دگر

گر زمین باغ مشک وخاک او عنبر شود

نشنودبلبل بغیر از بوی گل بوی دگر