غزل شمارهٔ ۳۰۶۰

نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

کجا روم که نروید به پیش من دیوی

کی دید خربزه زاری لطیف بی‌سرخر

که من بجستم عمری ندیده‌ام باری

بگو به نفس مصور مکن چنین صورت

از این سپس متراش این چنین بت ای مانی

اگر نقوش مصور همه از این جنس اند

مخواه دیده بینا خنک تن اعمی