غزل شمارهٔ ۴۶۴۳

می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر

راه بر سیلی که دارد روی دریا مگیر

بخیه منت جراحت را کند ناسورتر

رشته از مریم مخواه و سوزن از عیسی مگیر

رتبه کامل عیاران ازمحک ظاهر شود

تن به سنگ کودکان ده ،دامن صحرامگیر

گریه های تلخ دارد خنده های شکرین

گردهد دامن به دستت گل ز استغنامگیر