غزل شمارهٔ ۴۶۷۲

جام در دور به اندازه مخمور بیار

پیش آشفته دماغان سرپرشور بیار

نشد از مرهم کافور خنک سینه ما

کف خاکستری از انجمن طور بیار

جلوه در دیده پوشیده کند شاهد غیب

تحفه باد سحر، غنچه مستور بیار

جامه کعبه به زنار رفو نتوان کرد

نظری پاکتر از چهره منظور بیار