غزل شمارهٔ ۴۶۷۷
چشم آرام مدارید ز سر منزل عمر
که سبکسیرتر ازموج بود ساحل عمر
سیل ازکوه گرانسنگ به تعجیل رود
خواب غفلت نشود سنگ ره محمل عمر
همچو برگی که پریشان شود ازبادخزان
نیست غیر ازکف افسوس مرا حاصل عمر
ازنسیم پر پروانه شود پا به رکاب
بی ثبات است ز بس روشنی محفل عمر