غزل شمارهٔ ۴۶۸۱

به زندگی دل آزاده را ز تن بردار

سبک چو باد صبا شو، ره چمن بردار

به گرگ باید اگر داد چون مه کنعان

مکن مضایقه و دل ز پیرهن بردار

ز جان کهنه محال است تازه گردد دل

بکوش و جان نو از باده کهن بردار

بهار چون ز لطافت به چشم درناید

تمتعی ز گل و سرو و یاسمن بردار