غزل شمارهٔ ۴۶۸۶

ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار

ازین شراب نمی در سبوی ما بگذار

شکسته رنگی ما ترجمان گویایی است

به روی ما بنگر گفتگوی ما بگذار

شعور در حرم بیخودی ندارد راه

ز خود بر آی،دگر پا به کوی ما بگذار

ز خود برون شده را نقش پا نمی باشد

اگر نه ساده دلی،جستجوی ما بگذار