غزل شمارهٔ ۴۷۲۳

ویرانه های کهنه بود جای مور و مار

در طبع پیر حرص و تمناست بیشتر

در پرده حجاب کند غنچه نوشخند

دلهای شب گشایش دلهاست بیشتر

میدان دهد به سرکشی اسب بال و پر

شور جنون به دامن صحراست بیشتر

مجنون حسد به شورش فرهاد می برد

درکوهسار سیل به غوغاست بیشتر