غزل شمارهٔ ۴۷۲۸

ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر

مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر

ابرویی از کمان قضا راست خانه تر

مژگانی از خدنگ حوادث رسنده تر

مجنون که بود قافله سالار وحشیان

هرگز نداشت ا زتو غزالی رمنده تر

مپسند ناامید مرا از شمیم خویش

ای بوی نافه تو زآهو دونده تر