غزل شمارهٔ ۴۷۳۶

از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر

کز موجه سراب بود پود و تار عمر

فرصت نمی دهد که بشویم ز دیده خواب

از بس که تند می گذرد جویبار عمر

برگ سفر بساز که با دست رعشه دار

نتوان گرفت دامن باد بهار عمر

کمتر بود ز صحبت برق و گیاه خشک

در جسم زار جلوه ناپایدار عمر