غزل شمارهٔ ۴۷۴۳

از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر

درزندگی قرار به زیر زمین مگیر

نتوان به علم رسمی از آتش نجات بافت

درپیش روی خود سپر کاغذین مگیر

سیلاب را ملاحظه از کوچه بند نیست

زنهار پیش دیده من آستین مگیر

شمع از گداز یافت به افسردگی نجات

راه سلوک بی نفس آتشین مگیر