غزل شمارهٔ ۴۷۵۰

ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر

هرغنچه زاسرارتوگنجینه دیگر

بی باده گلرنگ ،بود در نظرمن

هر ابرسیاهی شب آدینه دیگر

از سینه من گرچه اثرداغ تونگذاشت

می بودمراکاش دو صد سینه دیگر

درآرزوی داغ چوخورشید تو هرروز

از صدق دهد صبح صفا سینه دیگر