غزل شمارهٔ ۴۷۵۳

مطرباچنگ را بکش به کنار

رگ این خشک مغز رابفشار

به نفسهای آتشین چون برق

ازنیستان جسم دود برآر

میر این کاروان تویی امروز

خفتگان رازخواب کن بیدار

خون مارابخر زقبضه خاک

سیل ماراببربه دریا بار