غزل شمارهٔ ۴۷۵۷

جوشن داودی قلمرو تدبیر

نقش بر آب است پیش ناوک تقدیر

با جگر آفتاب، صبح چه سازد ؟

گرمی دل کم نمی شود به طباشیر

بار نفسها نه ایم چون نی بی مغز

ناله ما خانه زاد ماست چو زنجیر

از خس و خار شکسته پای چه آید؟

برق درین راه گشته است زمین گیر