غزل شمارهٔ ۴۷۶۳

با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز

از خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز

از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزد

زهر در دنباله ابروش می گرددهنوز

کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلش

از نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز

در پی طوطی نهان شد گر چه تنگ شکرش

خانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز