غزل شمارهٔ ۴۷۸۵
لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز
سرو را قامت او می دهد اندام هنوز
گر چه از مستی چشمش دو جهان است خراب
نرسیده است لب او به لب جام هنوز
در حریم دهنش دست و گریبان همند
بر سر تنگی جا، بوسه و دشنام هنوز
مو برآورد زبان قلمش از خط سبز
می کند ننگ ز نام من بدنام هنوز