غزل شمارهٔ ۴۷۸۸

نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز

پلی است آن طرف آب، عشقهای مجاز

ز مرگ بیم ندارم که در قلمرو خاک

عذاب قبر کشیدم ز تنگنای مجاز

اسیر دایره رنگ تا به کی باشم ؟

دلم چو لاله سید شد ازین سرای مجاز

بپوش خرقه عریان تنی ز حضرت عشق

که بند خانه غفلت بود ردای مجاز