غزل شمارهٔ ۴۷۹۰

بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز

ز رعشه سنگ به مینای آفتاب انداز

فریب حسن سبکسیر رنگ و بوی مخور

محبت گل این باغ بر گلاب انداز

کمند جاذبه گوهرست بیتابی

همین تو رشته جان را به پیچ و تاب انداز

میی که پشت ندارد نخوردنش اولاست

به پای خم بنشین در قدح شراب انداز