غزل شمارهٔ ۴۷۹۲

به یاد سنبل آن زلف با صبا می ساز

به بوی مشک سبکروح باختا می ساز

به بوی پیرهن غنچه با صبا می ساز

ز آشنا به سخنهای آشنا می ساز

مگر به منزل مقصود راه توانی برد

ز دستگیری افتادگان عصا می ساز

مشو چو دانه گندم به پاکی از خود امن

شدی چو پاک زغش، برگ آسیا می ساز