غزل شمارهٔ ۴۸۰۴

به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز

گران نگشته ازین خاک آستان برخیز

گره مشو به دل خاک تیره چون قارون

چوعیسی از سر این تیره خاکدان برخیز

چو تخم اشک ممان از فسردگی در خاک

چو آه گرم شو از سینه جهان برخیز

اجل نیامده جان را به طاق نسیان نه

روان نگشته قضا از سر روان برخیز