غزل شمارهٔ ۴۸۱۸

چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز

برگ طرب خویش ز رنگین سخنی ساز

هنگامه صحبت شود از سوختگان گرم

از داغ به گرد دل خود انجمنی ساز

تادامن پیراهن یوسف به کف آری

یک چند چو یعقوب به بیت الحزنی ساز

کمتر ز حبابی نتوان بود درین بحر

ازدیده پوشیده خود پیرهنی ساز