غزل شمارهٔ ۴۸۳۲

پامنه بیرون زحد خود کمال این است و بس

پیش اهل دید ملک بی زوال این است و بس

درد خودبینی بود صد پرده از کوری بتر

اختر ارباب بینش را وبال این است وبس

خون دل خوردن پشیمانی ندارد در قفا

گر شرابی هست درعالم حلال این است و بس

چشم پوشیدن جهان را زیر بال آوردن است

شاهباز معرفت را شاهبال این است و بس