غزل شمارهٔ ۴۸۴۳

حجت شور قیامت لب خندان تو بس

هم نبرد صف محشر صف مژگان تو بس

قبله زنده دلان غنچه خندان تو بس

زمزم سوختگان چاه زنخدان تو بس

گر همه روی زمین لشکر ایمان گیرد

علم افراختن زلف پریشان تو بس

نگشایند در جنت اگر بر رخ ما

دلگشاینده ماچاک گریبان تو بس