غزل شمارهٔ ۳۰۸۱
تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی
مرا چه مینگری کژ به شب خریدستی
چه ظلم کردم بر تو که چون ستم زدگان
کله زدی به زمین بر قبا دریدستی
تظلمی به سلف میکنی مگر پیشین
که داغ و درد و غم عاشقان شنیدستی
غلط ز رنگ تو پیداست ز آل یعقوبی
بدیده رخ یوسف که کف بریدستی