غزل شمارهٔ ۴۸۵۲
بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس؟
بی سبز خطان برگ ونوا را چه کندکس؟
توفیق در ایام جوانی مزه دارد
بی قوت پا راهنما را چه کند کس ؟
چون دفتر دل هر ورقی درکف بادی است
شیرازه آن زلف رسا راچه کند کس ؟
بی آب ،هوا سلسله جنبان غباراست
هرجا نبود باده هوارا چه کند کس ؟