غزل شمارهٔ ۴۸۸۴

چهره زرین چو باشد مخزن زر گومباش

هست چون سد رمق سد سکندر گو مباش

ازخشن پوشی چه پروا عارف دل زنده را؟

پشت این آیینه روشن گهر زر گومباش

در گلستان بی پر و بالی است تشریف وصال

بلبلان را قوت پرواز در پرگو مباش

با دل روشن چراغ روز باشد آفتاب

دربساط آسمان خورشید انورگو مباش