غزل شمارهٔ ۴۸۹۴

گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش

گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش

حسن محجوبی که با خود میکند بیگانگی

گر نپردازد به حال آشنا می زیبدش

گل که دریک هفته خواهد شاد سازد عالمی

گر بود در آشنایی بیوفا می زیبدش

گوهر شهوار را آرایشی در کار نیست

ترک زینب گر کند،نام خدا، می زیبدش