غزل شمارهٔ ۴۹۱۷

کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش

چشم امیدش بود پیوسته در دنبال خویش

چون مگس در دامگاه عنکبوتان، کرده ام

دست و پا گم ازهجوم رشته آمال خویش

خواب راحت می کنم در سایه بال هما

تا ز استغنا کشیدم سربه زیربال خویش

می شود بر دیده خونبار من عالم سیاه

هرگه اندازم نظر برنامه اعمال خویش