غزل شمارهٔ ۴۹۷۰

برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش

ورنه در چشم خلیل است گلستان آتش

زلف و خط چهره او را نتواند پوشید

درته دامن شبهاست نمایان آتش

دوزخ از سردی ایام بهشتی شده است

می کند جلوه گل فصل زمستان آتش

گر چه از سنگدلان است،ز خوی تو شده است

چون شرر در جگر سنگ گریزان آتش