غزل شمارهٔ ۳۰۹۳

نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی

به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی

هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه

چو چرخه و رسن حسن را بگردانی

ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان

به عهد عشق تو منسوخ شد گران جانی

به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره

دلا ملرز چو برگ ار از این گلستانی