غزل شمارهٔ ۴۹۸۴

دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش

آنچه درمصر عزیزست به کنعان مفروش

همتی را که به روشن گهری مشهورست

چون گدایان تنک مایه به یک نان مفروش

نبرد آب گهر تلخی منت ز مذاق

چون صدف آب رخ خویش به نیسان مفروش

دامن وصل، طلبکار تهیدستان است

فقر را ای دل آگاه به سامان مفروش