غزل شمارهٔ ۴۹۹۷

به دم چوآتش سوزان، به چهره چون زرباش

بر آسمان سخن آفتاب انور باش

صدف به دست تهی صد یتیم را پرورد

تو هم ز آبله کف یتیم پرور باش

دل شکسته به دست آر با تهیدستی

همیشه سبز و سرافراز چون صنوبر باش

گل ضعیف نوازی است سرفراز شدن

به ذره فیض رسان ،آفتاب انور باش