غزل شمارهٔ ۳۱۱۰
جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
چرخ را پر کردزینت و زیبایی
دایهٔ هستیها، چشمهٔ مستیها
سرده مستانی، و افت سرهایی
باغ و گنج خاکی، مشعلهٔ افلاکی
از طوافت کیوان یافته بالایی
وعده کردی کایم، وعده را میپایم
ای قمر سیمایم، تو کرا میپایی؟
جان جان مایی، خوشتر از حلوایی
چرخ را پر کردزینت و زیبایی
دایهٔ هستیها، چشمهٔ مستیها
سرده مستانی، و افت سرهایی
باغ و گنج خاکی، مشعلهٔ افلاکی
از طوافت کیوان یافته بالایی
وعده کردی کایم، وعده را میپایم
ای قمر سیمایم، تو کرا میپایی؟