غزل شمارهٔ ۳۱۱۳

نه ز عاقلانم که ز من بگیری

خردم تو بردی، چه ز من بگیری؟!

نخرم فلک را، بدو حسبه والله

من اگر حقیرم، نکنم حقیری

چو گشاده دستم، چو ز باده مستم

بده ای برادر قدح فقیری

نه حیات خواهم، نه زکات خواهم

که اگر بمیرم، نکنم امیری