غزل شمارهٔ ۳۱۲۱

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

که از جور دوری و با لطف جفتی

چراغ خدایی به جایی که آیی

حیات جهانی به هر جا که افتی

تو قانون شادی به عالم نهادی

چه‌ها بخش کردی چه درها که سفتی

ولیکن ز مستان به مکر و به دستان

شرابیست نادر که آن را نهفتی